دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

چه چیزی مبتنی بر چه چیزی است؟ (مقایسۀ «نور» سهروردی و «اگوی استعلایی» هوسرل در (فرا)متافیزیک معرفت)

نوع مقاله : ترجمه

نویسندگان
1 استاد، دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، و مدرسه الهیات یسوعی، برکلی، آمریکا
2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه علامۀ طباطبائی
چکیده
[در این مقاله] نشان می‌دهم که مفهوم نور نزد سهروردی، هنگامی که در سیاق مباحث پدیدارشناختی-متافیزیکی معاصر قرار می‌گیرد، با انتقال اصالت از ابژه‌ها (اشیاء) به اصالت مناسبات، مدعاهای متافیزیکی پیشروتری را دربارۀ ماهیت واقعیت مطرح می‌کند. برای دستیابی به این نتیجه، حکمة الاشراق را با شیوۀ پدیدارشناختی تحلیل می‌کنم و نشان می‌دهم که منطق (لوگوس) آن مشابه منطق حُکمی (آپوفانتیک) واقع‌گرایانۀ (رئالیستی) موجود در پرسشگری‌های هوسرل است. هم هوسرل و هم سهروردی به مطلق‌های معرفت‌شناختی دست یافته‌اند؛ یعنی نور در نزد سهروردی و اِگوی استعلایی در نزد هوسرل. از نظر هوسرل، در اِگو، مناسبات التفاتی از حیث هستی‌شناختی از ابژۀ خود جدایی‌ناپذیرند و هیچ‌گونه زیرلایه یا کیفیات دیگری به‌جز درباره‌گی و عدم تقارن ندارند. در مقابل، سهروردی نور را زنده (حَیّ) می‌خواند، آن را خودبنیاد (قائم به ذات) می‌داند، آن را زیرلایۀ (موضوع) خویش می‌داند و آن را دارای صورتی خود-همان از مناسبات (دارای اضافۀ اشراقیه) با حضوری فراگیر توصیف می‌کند که هستی‌شناسی منطقه‌ای (احکام) خاص خود را دارد. تاکید سهروردی بر اینکه نور، که از منظر پدیدارشناختی صورتی خاص (مختص به خود) از مناسبات است، فی‌نفسه همان مطلق معرفت‌شناختی است — برخلاف مطلقِ خودمتناقض هوسرل که شامل زمان‌مندی ]درونی[ و ابژه‌هایی است که «بودنِ» آن‌ها به این مطلق تعلق ندارند — به منطق او برتری‌ای نسبت به «پیچ و خم‌های» پرسشگری‌های هوسرل می‌بخشد. به عنوان مثال ناسازگاری منطق پدیدارشناسی، به میشل هانری دست‌آویزی برای «تخریب هستی‌شناختی» روان‌شناسی استعلایی کانت و تقلیل‌های هوسرل داد. سهروردی در مقابلِ تقلیل استعلایی که به غیرواقعی شدن (انتفای) هستی ختم می‌شود، هستی را به‌مثابۀ مناسبات در نظر می‌گیرد. بنابراین، اگر قرار باشد علمی مبتنی بر پدیدارشناسی را دربارۀ کل هستی بسط دهیم، در دیدگاه هوسرل، این علم اصالت هستی‌شناختی کلاسیک را برای ابژه‌های منفرد در نظر می‌گیرد؛ در حالی که اگر از سهروردی پیروی کنیم، اصالت هستی‌شناختی از آنِ مناسباتی خواهد بود که ماهیتشان نورِ حیّ (زنده) است. از آنجا که نور (برخلاف اِگوی استعلایی) واجد وابستگی پنهانی به ابژه (شیء) نیست، بنیادی برای تمامی ابژه‌های حاضر محسوب می‌شود، و بدین ترتیب از هر تضادی فراتر می‌رود.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 12 تیر 1405