پس از تعریف شر و برشمردن انواع آن دو تقریر اصلی از مسئلۀ شر، یعنی مسئلۀ منطقی و مسئلۀ قرینهای، شرح داده شده است. مسئلۀ منطقی شر عبارت است از اینکه وجود یک خدای قادر مطلق، عالم مطلق و خیر مطلق منطقاً با وجود شر ناسازگار است. سه پاسخ به این مسئله به تفصیل توضیح داده شده است که عبارتند از: 1. «نظریۀ عدل الهیِ بهترین جهان ممکن» که بر اساس آن بهترین جهان ممکن باید شر را به عنوان یک جزء لازم دربرداشته باشد. 2. «دفاع مبتنی بر اختیار» که بر مبنای آن شر ممکن است نتیجۀ گریزناپذیر موهبت اختیار باشد. 3. «نظریۀ عدل الهی پرورش روح» که طبق آن وجود شرور برای کمال روحی انسان لازم است. به این پاسخها نقدهایی وارد شده است. مسئلۀ قرینهای شر عبارت است از اینکه قرینههای تجربی ما دلیل محکمی برای باور به بیهودگی بسیاری از شرور موجود در جهان هستند. یک پاسخ متداول به این مسئله این است که بیهودگی ظاهریِ شر ممکن است فقط نتیجۀ قوای شناختیِ محدود ما باشد.