ازآنجا که اکثر ادیان دارای ادعاهای مهمی در باب مسئله حقانیت و نجات هستند، رویکرد انحصارگرایانه آنها مانع تحقق گفتوگوهای عقلانی بین الادیانی میگردد. در این زمینه، ظرفیتهای مناسبی در حکمت متعالیه از منظر دینی وجود دارد که میتوان آنها را در فرایند گفتگوهای دینی مورد استفاده قرار داد. این ظرفیتها عبارتاند از اصالت وجود، تشکیک حقیقت وجود و حرکت جوهری. با نظر به اصالت وجود، در مقام گفتگو با پیروان دیگر سنتهای دینی، میتوان اصل اعتقاد به وجود حقیقت الوهی یا خدا را بهعنوان محور گفتگو قرار داد و چیستی آن را در مرحله دوم لحاظ کرد. با نظر به تشکیک حقیقت وجود، میتوان نشان داد که پیروان همه ادیان الهی، و بعضاً برخی ادیان غیر الهی، بهطور تشکیکی از حقانیت دینی بهرهمند بوده و به میزان بهرهمندیشان، از موهبت نجات هم نصیب خواهند بود. با نظر به حرکت جوهری، میتوان استدلال کرد که همه یا اکثر دینداران مطابق درجه ایمانشان در حال تکامل جوهری بهسوی خدا هستند و اینکه تا زمان فرارسیدن مرگ، ما هر آن در حال تکامل هستیم. نتیجه آنکه، اصل باور به حقیقت الهی بهطور تشکیکی برای گفتگو با پیروان ادیان دیگر ارزش زیادی دارد و اینکه چون هر آن در حال تکامل هستیم، هیچگاه نبایستی ادعای تصاحب انحصاری حقیقت مطلق را داشته و به استغنای از دیگری بیندیشیم. براین اساس، حکمت متعالیه قابلیت گشودگی برای گفتگو با همه یا اکثر سنتهای دینی، و بعضاً فلسفی را دارا است که بایستی با توجه به نیازهای معاصر ما این قابلیت مورد بازاندیشی قرار گیرد.