3
دانشآموختۀ دکتری فلسفۀ دین دانشگاه علامه طباطبایی
چکیده
پرُکلُس، فیلسوف نوافلاطونی و رییس مدرسۀ افلاطونیان در آتن، در قرن پنجم میلادی میزیست. او از جهات گوناگون فیلسوفی پراهمیت است. (1) پرکلس متفکری نظامساز بود که پیچیدهترین و بلندپروازانهترین نسخه از فلسفۀ افلاطونیان را در آثار او میتوان سراغ گرفت. (2) در میان آثار یونانی که به عربی ترجمه شدند، دو اثر نوافلاطونی به طور خاص اثری ژرف بر اندیشۀ اسلامی برجای گذاشتند: اثولوجیا و الخیر المحض. اولی برگرفته از آثار افلوطین، و دومی گزینشی از اصول الهیات پرکلس است. (3) پرکلس نه فقط فیلسوفی مهم، که نمایندۀ تمامیتِ فرهنگ یونانی بود. او در عصر چیرگی مسیحیت بر سرزمینهای امپراتوری روم و در زمانۀ افول فرهنگ یونانی، میکوشید از میراث فکری و معنوی نیاکانش دفاع کند. جهان او از محاورات افلاطون بزرگتر بود. پرکلس نشان میدهد که به رغم نقدهای تند افلاطون به هُمر در جمهوری، میان این دو رکن فرهنگ یونانی هماهنگی چشمگیری مشاهده میشود. به باور او، میان اندیشههای افلاطون، اسطورهپروریهای هُمر و میراث معنویِ ارفئوس تهافتی نیست. از این بابت، پرکلس را میتوان یکی از اولین فیلسوفان نظامسازی دانست که به نفع توافق امر عقلی با امر فراعقلی دلیل آوردهاند. (4) پرکلس معتقد بود که تامل نظری به تنهایی نمیتواند مایۀ رستگاری انسان شود. او به نوعی مناسک عملی خاص التزام داشت. با این که فیلسوفی باریکاندیش بود، دعا نقش پررنگی در زندگی او داشت و بنا بر گزارش شاگردانش، گاهی اموری معجزهآسا همچون شفای بیماران از او سر میزد. مدخل پیشرو از دانشنامۀ استنفرد مروری است بر جنبههای مختلفی از آراءِ این فیلسوف چندساحتی.