1
شهرک آپادانا، بلوک 7، ورودی 3، واحد یک غربی، زنگ 12
2
استاد مطالعات جهان عرب و اسلام دانشگاه آرهوس دانمارک و رئیس انجمن نوردیک مطالعات خاورمیانه
چکیده
سنتگرایی جنبشی فکری-معنوی است که با نوشتههای رنه گنون در دهۀ 1920 در پاریس مطرح و به تدریج به جنبشی جهانی تبدیل شد. سجویک در این مقاله با رویکردی تاریخی-تحلیلی به بررسی خاستگاهها، آموزهها، شخصیتهای اصلی و شاخههای گوناگون سنتگرایی میپردازد. سنتگرایی با وامداری از تئوسوفی، باطنیگرایی غربی، فراماسونری، ودانته و تصوف بر محور مفهوم «حکمت خالده» یا «جاویدان خرد» استوار شده است که تز بنیادین آن باورمندی به وجود یک هستۀ مشترک میان همۀ ادیان است. بنابراین، سنتگرایی که از منتقدان مدرنیته به شمار میآید خود را پاسدار و مروج ساختاری متافیزیکی میداند که در دورۀ کنونی (کالی یوگا) در حال نابودی است. فریتیوف شوآن، آننده کوماراسوامی، سید حسین نصر، میرچیا الیاده و ژولیوس اِوُلا از جمله کسانی هستند که یا خود را عضو این جنبش میدانند یا شدیدا متأثر از آن بوده اند. سنتگرایی در سه شاخۀ اصلی خود را بسط داده است: معنوی-صوفیانه، پژوهشی-دانشگاهی و سیاسی. سجویک در یک گام فراتر تحول سنتگرایی از باطنیگرایی به کنشگری سیاسی را تحلیل میکند به ویژه اینکه سنتگرایی سیاسی از رهگذر اندیشههای الکساندر دوگین در روسیه در دهههای اخیر گسترۀ چشمگیری یافته است. بنیان مشترک همۀ این شاخهها ستیز با مدرنیته است که از عوامل اصلی کشش مخاطبان از هر طیفی به آن شده است.