2
دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه مموریال نیوفاندلند، سنت جونز، نیوفاندلند و لابرادور، کانادا.
چکیده
مفهوم الهیات سیاسی چیزی است که از آثار فارابی قابل استنباط است و در این مقاله نیز سعی شده است که با ضمن بررسی کلی نسبت به آراء بنیادین فارابی علیالخصوص آراء وی در آراء اهل المدینة الفاضلة ثابت گردد که سیاست در اندیشه فارابی بر مبنای الهیات است. از سوی دیگر، فلسفه نیز نقش مهمی در نظام سیاسی فارابی دارد. از جمله دلایل اهمیت فلسفه این است که سیاست قسمی از حکمت عملی است و قسیم حکمت عملی و بالتبع سیاست فلسفه است. همچنین الهیات نیز دارای هویت فلسفی است. همچنین، زعیم مدینه فاضله از آنجایی که دارای بالاترین مرتبه قوه عاقله است و با معقولات سر و کار دارد، بنابراین، از جمله فلاسفه به شمار میرود و بدین ترتیب فلسفه در نظام فکری فارابی نقش بنیادینی را داراست. قابل ذکر است که فلسفه نیز نقش واسطه میان الهیات از یک سو و سیاست از سوی دیگر دارد. وجود الهیات حتی به معنای علم کلام نیز در آراء فارابی غیر قابل اجتناب است. از آن جهت که مفاهیمی مانند خدا، صفات خدا، خلقت و نبوت از جمله مباحث مرتبط با الهیات است که به صراحت در آثار فارابی به عنوان بنیاد سیاست او به کار رفته است. علاوه بر این، شخص زعیم اول مدینه فاضله علاوه بر اینکه دارای ماهیت فلسفی است، چهرهای دینی نیز به حساب میآید.