3
دانشجوی دکترای رشتۀ فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علامۀ طباطبایی تهران
چکیده
در میان تمامی براهین سنت فلسفۀ اسلامی، هیچ استدلالی به اندازۀ آزمایش فکریِ «انسان معلّق» ابنسینا مورد توجه و بحث محققان واقع نشده است. در این آزمایش فکری، ابنسینا انسانی را متصور میشود که در هوای طَلق خلق میشود، و با وجود آنکه هیچ آگاهی از جسمانیت و بدن خود ندارد، میتواند به وجود و هستی خودآگاه باشد. مقالۀ حاضر روایتی نوین از این آزمایش فکری ارائه میدهد که ابنسینا در پایان فصل اول از کتاب نفس شفاء بدان پرداخته است. بر این باورم که این آزمایش فکری صرفاً در چارچوب نظریۀ معرفتشناختی ابنسینا قابل فهم است که وی در مواضع دیگری از آثارش بدان پرداخته است. نظریهای که بر اساس آن، تمامی اوصاف مقوم یک ذات برای مُدرَکی منکشف خواهد شدکه آن ذات را ادراک میکند. بر مبنای خوانش ما، ابنسینا از این نظریه در برهان «انسان معلّق» بهره برده است: چرا که «انسان معلّق» میتواند وجود و هستی ذات خود را دریابد بیآنکه ادراکی از بدن داشته باشد، پس اضافه به بدن نمیتواند از مقوّمات ذات به شمار آید.