گرگور شولر، استاد بارنشستۀ فرهنگ و زبان عربی و نیز پژوهشگر مطالعات اسلامی در دانشگاه بازل سوییس، در مقالۀ حاضر با بررسی دیدگاه فارابی در باب شعر و تعریفی که وی از این فن به دست میدهد ضمن مقایسۀ آن با نظریۀ شعر ابن سینا، با عنایت به عناصر مهم آن چون تخییل، محاکات و مانند آنها نسبت این دیدگاه را با نظریۀ دین فارابی تبیین کرده و کارکرد این عناصر در بیانات دینی را توضیح میدهد. از این منظر، یعنی عنایت به فلسفۀ دین فارابی، آثاری چون کتاب الحروف، کتاب الشعر، رسالۀ القول فی التناسب و برخی آثار دیگر فارابی در کنار آثار عمدۀ وی و بهویژه کتاب آراء اهل المدینة الفاضلة اهمیتی خاص مییابند. از نظر شولر با توجه به این آثار میتوان گفت فارابی بر آن است که تمایز ادیان از یکدیگر به تمایز محاکات آنها از مضامین حقیقی دین است. در این قلمرو قوۀ متخیّله اهمیتی سزاوار مییابد و مضامینی که عقل فعال به عقل انسانهای خارقالعاده عطا میکند از جانب همین قوه است که در هیئت انطباعات حسی، «محاکات» میشوند. از این رهگذر است که در فرایندی خاص، مکاشفات و تجربیات دینی حاصل میآیند. مقالۀ حاضر به سبب مضمون و محتوای ویژهای که دارد، خود منبع آثار دیگری در این باب بوده است.