1
دانشیار گروه مطالعات ادیان، دانشگاه سنت ماری، کانادا
2
دکترای مطالعات تطبیقی ادیان؛ مدرس جامعه المصطفی- بنت الهدی
3
دکترای فلسفه دین؛ مدرس جامعة المصطفی
چکیده
در الهیات معاصر، مسئله بدن و تجربه خشونت، جایگاهی مهم و در حال رشد دارد. آنا ماریا دالنتون، از الهیدانان فمینیست و عدالتمحور، بهطور خاص به این مسئله پرداخته و تلاش کرده است بدن را نه صرفاً یک پدیده زیستی، بلکه بستری برای فهم الهیات نجات، رنج و رهایی تلقی کند. از دیدگاه دالنتون، خشونت علیه بدن—بهویژه بدنهای آسیبپذیر مانند زنان، کودکان، اقلیتها و فقرا—فقط یک بحران اجتماعی نیست، بلکه چالشی برای الهیات نیز هست. او معتقد است اگر تجسد الهی در مسیح رخ داده، پس بدن انسانی جایگاهی مقدس دارد و هرگونه خشونت علیه آن باید در سطحی الهیاتی نقد شود. دالنتون نشان میدهد که سنتهای دینی گاه با تأکید بر ریاضت، اطاعت یا انکار نیازهای جسمانی، بهطور ناخواسته زمینهساز خشونت علیه بدن شدهاند. او خواهان بازخوانی متون دینی از منظر رنج بدن و تجربه زیسته انسان است تا بتوان الهیاتی بر پایه همدلی، عدالت و شفقت بنا کرد. در نگاه او، بدن صرفاً ابزاری برای تجربه نیست، بلکه خود حامل معنا، تاریخ و حضور الهی است. به همین دلیل، پاسداشت کرامت بدن و مبارزه با خشونتهای ساختاری، بخشی از مأموریت الهیات معاصر است. در واقع دالنتون با رویکردی انتقادی و اخلاقمحور، الهیات بدن را پلی میان ایمان، تجربه و عدالت اجتماعی میداند؛ جایی که رهایی بدن از خشونت، بخشی از مشارکت در عمل نجاتبخش خداوند در تاریخ تلقی میشود.این رویکرد، دالنتون بر اهمیت «تجربه بدنی» در الهیات تأکید میکند؛ یعنی اینکه الهیات نباید صرفاً مفهومی و انتزاعی باقی بماند، بلکه باید از دل زندگی عینی و رنجهای واقعی سر برآورد. به باور او، بدنهایی که خشونت دیدهاند، حامل حقیقتهایی هستند که فقط با گوش سپردن به آنها میتوان الهیاتی عادلانه و رهاییبخش شکل داد. از این منظر، الهیات باید زبان بدن، زخمها و حافظههای سرکوبشده را به رسمیت بشناسد و بستری برای شنیدن صدای فرودستان فراهم آورد. این شنیدن، خود بخشی از پاسخ الهی به مسئله رنج است.