دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

بستر نوافلاطونی فلسفۀ اشراقی سهروردی: فلسفه به مثابۀ تصوف

نوع مقاله : ترجمه

نویسندگان
1 استاد مطالعات اسلامی، دانشگاه اِکسِتر، انگلیس
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامۀ طباطبائی
چکیده
در این مقاله با تحلیل مضامین نور و عشق در آثار سهروردی نشان داده شده است که عشق در سه ساختار: عشق و نور، عشق و اشراق، و عشق (مهر) و قهر زیرساخت‌ اصلی کتاب حکمة الاشراق را تشکیل می‌دهد. همچنین در فلسفۀ سهروردی نظریۀ «فیض» (صدور) نوافلاطونیان تحت عنوان نظریۀ «اشراق» به مجرایی از نور برای جریان یافتن عشق الهی تبدیل شده است. بدین ترتیب در نظام حکمت اشراق اصطلاح فیض در فلسفه با اصطلاح عشق (محبت) در تصوف (عرفان) پیوند یافته است و اصطلاحات فلسفی سهروردی محملی برای بیان نظریات عرفانی وی به شمار می‌آیند. بر این اساس می‌توان ارتباط میان عوالم سافل و عالی در نظام سهروردی را تحت عنوان الگوی «نردبان شوق» ترسیم نمود که بازتابی از یک الگوی کهن‌تر فلوطینی است. در این الگو همه چیز بر اساس فرایند صدور (اشراق) از خداوند پدید می‌آید و بر مبنای فرایند عشق، آرزومند رجعت به سوی او است. همچنین از طریق این اسطوره، خدا و انسان و نور وظلمت با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. چنانکه این اسطورۀ فلسفی، با اسطورۀ بی‌اعتنایی تقریباً حلاج‌گونۀ سهروردی به زندگی نیز مطابقت دارد.
کلیدواژه‌ها

موضوعات