برجستهترین نمایندۀ تاریخ فلسفۀ ارمنی، متفکر نوافلاطونیِ قرون پنجم تا ششم، داویت (داوود) ملقب به شکستناپذیر است. او ادامهدهندۀ سنتی بود که در یونان باستان بهدست سقراط و افلاطون به اوج تکامل خود رسید. مطابق این سنت، فلسفه پیش از هر چیز، راهی برای زندگی است، شیوهای برای تحول و تکامل انسان. داویت با تبعیت از اصول پائدیای یونانی، فلسفه را مراقبت از نَفْس میداند که در آن، نظریه و عمل درهمپیچیدهاند، و شناخت جهان متکی بر کوشش فرد در جهت خودارتقائی است. نویسنده نشان میدهد که داویت در تعریف خود از فلسفه، تأکیدی مشهود بر اهمیت تلاش برای شکل دادن به خود یا به ارمنی «زارداروم» دارد و آن را ابزاری برای ساختبندی واقعیت، فهم یا بازاندیشی میداند. همچنین به این نکته اشاره شده است که میتوان از مفهومِ میشل فوکو دایر بر «مراقبت از نَفْس» و مفهوم پییِر هادوت مبتنی بر «ممارستهای معنوی» برای اشاره به ویژگیهای فلسفۀ خوشبینانۀ داویت سود جست. این فلسفه در نظریههای متفکران ارمنی همچون گریگور نارِکاتسی، گریگور ماگسیتروس، هُوهانِس ایماستاسِر، آراکِل سیونِتسی و دیگران بسط بیشتری یافت.