دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

دو فصلنامۀ تخصصی الهیات

فرایند تکون علم اسلامی در عصر طلایی اسلام

نوع مقاله : تالیف

نویسنده
دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه خوارزمی
چکیده
چگونگی تکون علم اسلامی در عصر طلایی اسلام از مهم­ترین پرسش­های پیش­رو برای بازاندیشی تمدن اسلامی است. در این زمینه به نظر می‌رسد می­توان به نقش سه مولفه زیر توجه داشت: (الف) میزان و نحوة تأثیرپذیری مسلمانان از احادیث و آموزه‌های قرآن؛ (ب) میزان استفادة مسلمانان از دستاوردهای علمی تمدن­های دیگر؛ (ج). میزان تغییراتی که مسلمانان در علوم ماخوذه ایجاد کردند، یا به تعبیر دیگر، میزان و نوع خلاقیت و نوآوری علمی مسلمانان. واقعیت اساسی این است که مهم‌ترین عامل و جهت‌دهندة مسلمانان به سوی کسب دانش، ‌آموزه‌های معرفتی اسلام و قرآن بود، زیرا در جزیره‌العرب و سرزمین‌های اسلامی، فقط پس از ظهور اسلام بود که چنین نهضتی آغاز شد و نتایج درخشانی به بار آورد. درواقع عرضۀ جهان‌بینی توحیدی به مسلمانان و نیز گزاره‌های علمی معرفت‌بخش دربارة جهان، انسان و موجودات هستی و دعوت از مسلمانان برای تأمل دربارة آ­ن­ها ثمرات علمی بسیاری درپی داشت. بنابراین، هرچند بخشی از دانش تولیدشدۀ مسلمانان، علومِ ماخوذه از ملل دیگر بود، اما آن علوم در چهارچوب و بستری اسلامی اخذ و بازتولید ‌شدند. به بیان دیگر، اگر متغیرهای شکل‌دهندۀ علم را در مواردی چون مبانی، پیش‌فرض‌ها، روش‌ها، موضوعات، نظریه‌ها، قوانین، اهداف و کاربردهای آن بدانیم، مسلمانان این قبیل متغیرها را در علوم اقتباسی از یونان، هند، ایران، ‌مصر و ملل دیگر تغییر دادند و ویژگی‌ اسلامی را به آن­ها اضافه کردند. بنابراین، می‌توان گفت آنچه مسلمانان با هوش و خلاقیت خود از طریق ترکیب و تألیف علوم اخذ شده با معارف قرآن و حدیث تولید کردند، یقیناً «علم اسلامی» بود، زیرا در تعیین هویت علم اسلامی عوامل تعیین‌کنندۀ علوم اخذ شده تأثیر اساسی نداشتند، بلکه این ساختار و جهان‌بینی اسلامی بود که علوم ماخوذه در درون آن شکل گرفت و برای مؤلفه‌های آن ویژگی‌های جدیدی رقم زد. این خصوصیت بعینه در علم اسلامی عصر طلایی اسلام وجود داشت.
کلیدواژه‌ها